صفحه اصلی جک وسرگرمی(یخش اول) جک وسرگرمی(یخش دوم) جک وسرگرمی(یخش سوم)

 سوسول*جديدترين راه هاي کسب درامد در اينترنت*درياي جک واس ام اس*بهترین بازی های موبایل **

{بخش دوم جکها}
*****

***************

لينک دوستان :
***************

اس ام اس عاشقانه
*****
مرکز جک و اس ام اس
*****
فقط اس ا ام اس عشقي

*****************





Powered by WebGozar

جک هاي باحال و توپ(بخش دوم)
*********************************************
رفيق غضنفر بابا ش مرده بوده هي بي تابي ميکرده .دوستاش بهش ميگن برو دلداريش بده.ميره پيشش ميگه: ناپلون رو که ميشناسي؟ اينهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انيشتنم که ميشناسي؟اينهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.باباي تو که هيچ گهي نبود تو اينقدر براش بي تابي ميکني
*********************************************
وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت
*********************************************
گوشه اي از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت
*********************************************
به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
*********************************************
غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزي تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.
*********************************************
قاضي به دزده ميگه تو اين همه دزدي رو تنهايي انجام ميدي؟؟
دزده ميگه اي بابا مگه تو اين زمونه آدم درستکار هم پيدا ميشه که به شراکت انتخاب کنم؟؟!
*********************************************
يک بار سارق مسلح ميره خونه غضنفر دزدي اول رو ميکشه به برادر غضنفر ميگه اسمت چيه ميگه رحيم
دزده ميکشتش رو به زن غضنفر ميکنه ميگه اسمت چيه
ميگه فاطي دزده ميگه چون اسم زنم فاطي هست کاري باهات ندارم
رو ميکنه به غضنفر ميگه اسمت چيه
غضنفر ميگه والا اسمم غضنفر هست ولي تو خونه صدام ميکنن فاطي
*********************************************
دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم.
اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني.
يارو ميگه دوميش چيه؟
دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!!!
*********************************************
لاته ميره قهوه خونه داد ميزنه:عباس كيه؟بياد جلو ميخوام دهنشو سرويس كنم. غضنفر ميره جلو لاته تا ميخوره ميزنتش.جميعت ميبينن لاته داره تركرو ميتركونه ميرن جلو از دست لاته بگيرنش غضنفر ميگه:ولش كنيد بابا.بذاريد بزنه من كه عباس نيستم
*********************************************
به يکي ميگن با ماتيز جمله بساز :ميگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدي کنه گرفتيمش !!ميگن اينکه ماتيز نداشت :ميگه خوب ماتيز بوديم ديگه
*********************************************
يه مرغه قرص اكس ميخوره اسرائيليها ميگرنش. دليلش رو ميپرسند ميگن: اين مرغه همينطور كه راه ميرفته مدام مي گفته: قدس قدس قدس
*********************************************
غضنفر زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو ميپرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه
*********************************************
تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، غضنفر ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه!!!!!
*********************************************
از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم!
*********************************************
از بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: کتک!
*********************************************
معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!
*********************************************
نفر مي رن سوراخ لايه اوزون رو بدوزن، خودشون مي مونن اون طرف
*********************************************
زني 2قلو مياره، پسرش داد مي زنه مادرم يه بچه آورده با يه زاپاس
*********************************************
يارو يه آينه رو زمين پيدا مي كنه. برش مي داره، عكسش مي افته توش، ميگه: ببخشيد نمي دونستم مال شماست
*********************************************
مباني کامپيوتر: آن بخش از يک سيستم را که مي‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط مي‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار مي‌گويند!
*********************************************
اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد
*********************************************
اولين دوره المپيک موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ
*********************************************
يارو يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده
*********************************************
سر ميز شام، زن لباس تنش رو به شوهرش نشان ميده و ميگه: اين لباسو نگاه کنه، هرکي منو نشناسه بياد توي اين خونه خيال ميکنه من آشپزم نه خانم اين خونه.
شوهرش هم درحاليکه داشت غذاشو ميخورد ميگه: اما اگه اينجا بمونه و شام رو بخوره ميفهمه که تو آشپز هم نيستي!!
*********************************************
شوهر: انسان فقط وقتي ارزش خوشبختي و سعادت رو ميفهمه که ازدواج کرده باشه.
زن: اوه، واقعاً اينو از ته دل ميگي؟
شوهر: پس چي که از ته دل ميگم، البته اون موقع ديگه کار از کار گذشته!
*********************************************

اولي:آقا اين همسايتون ساعت 2نصف شب هي با
مشت مي کوبيد به ديوار خونه ما!
دومي:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا مي شن حتما
نذاشت بخوابي؟
اولي:نه خوشبختانه خواب نبودم داشتم شيپور تمرين مي کرد
*********************************************
به يک نفر ميگن با مترو جمله بساز ميگه سر اين مترو بگير
*********************************************
يه روز يه نفر رو مي برن براي اعدام بش مي گن حرفي نداري؟
مي گه: نه
مي برنش بالا و طناب دار رو مي اندازن گردنش مي گه صبر کنيد حرف دارم بعد رو مي کنه به دوستش و مي گه : جمشيد خونتون از اون بالا پيداست
*********************************************
يه روز يه نفر داشته خفه مي شده داد مي زنه کمک...کمک...من شنا بلد نيستم يه نفر که از اونجا رد مي شده بهش مي گه خوب منم شنا بلد نيستم اما اين همه داد نمي زنم
*********************************************
اولي:مي دوني فرق باطري با توچيه؟
دومي: نه
اولي: باطري حداقل يه قطب مثبت داره اما تو همون يه قطبم نداري!!!
به يک نفر مي گن تلفن همراه داري مي گه اي بابا تلفن
همراه چيه آدم بايد معرفت داشته باشه!!!
*********************************************
نوشته هاي مادر غضنفر
... نام و نام خانوادگي : غضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش، رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت
راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم
*********************************************
يه روز يه دوست دختر به دوست پسرش مي گه مي خواهي جايي که سوزن زدمو نشونت بدم . پسره مي گه نشون بده . دختره اشاره مي کنه
به بيمارستان و مي گه انجا بخش تزريقاتش
*********************************************
آسان ترين راه خود كشي پسر ها :
تخت خواب را آماده كنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو .
خيلي آروم نوك انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد
و.......... جوراباتونوببريد زير پتو .
هيچ راه نفوذي براي هوا نذاريد يك ساعت بعد . . .
شما مرديد خدا رحمتتون كنه (البته فکر نکنم به يک ساعتم برسه)
*********************************************
از يکي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟
*********************************************
يه روز يه ترکه که فلج بوده ميره مرقد امام رضا و داشته گريه)
ميکرده و از امام شفاعت ميخواسته که يه خانم هم مياد و کنارش دعا
ميکنه که اي امام معصوم من بچه دار نميشم کمکم کن تا بچه دار
شم , ترکه عصباني ميشه و ميگه خانوم اينجا
بخش اورتوپديه , زنان زايمان اونطرفه
يه روز يه خانمي زنگ ميزنه به دکتر ميگه : آقاي دکتر به دادم برسيد بچه ام مداد قورت داده
دکتر ميگه : من همين الان ميام، خانم ميگه تا اون موقع چي کار کنم، دکتر ميگه با خودکار بنويسي
*********************************************
يه گربه شب به دنيا مياد اسمش را ميذارند شوكت
*********************************************
يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما
*********************************************
به اصفهانيه گفتند با لوستر جمله بساز گفت‌ : دو تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
*********************************************
دو تا هزار پا همريگرو بقل مي كنند مي شه زيپ
*********************************************
يه مورچه ميره حمام وقتي مياد بيرون يکي از پاهاش نيست چرا؟
چون اونو با تيغ زده
*********************************************
يه بار هواپيما داشت سقوط ميکرده مي گن وسايل زيادي رو بندازيد پايين همه رو ميندازن ولي فايده اي نداشته ميرن رو مخ غضنفر کار ميکنن ميگن تو برو بپر پايين جون ما رو نجات بده تا يه راست بري تو بهشت
فقط وقتي خواستي بپري بگو يا زهرا تا بري تو بهشت غضنفر ميپره و باز هواپيما داشته سقوط مي کرده !ميبينن غضنفرداره ميزنه به پنجره ميگه:اسم اون زنه چي بود اسم اون زنه چي بود ؟؟
*********************************************
به غضنفرميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو؟
*********************************************
نوشته هاي يک کودک نفهم
... نام و نام خانوادگي : غضنفر
موضوع انشاء : فوايد کامپيوتر را توصيف کنيد
زن تو زن منه ! شب شبه عاشق شدنه‌‌ !
کامپيوتر چيز بسيار خوبي ميباشد و براي ما خيلي لازم داريم . پدرم به من قول داده که که براي هر نمره بالاي ?? در کارنامه ام يک تکه از آن را براي من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند !پدرم در کامپيوتر خيلي ميفهمد و حتي توانسته يک بار به اينترنت وارد کند ! مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلي شاس ميباشد و روزي دوبار موس من را با جارو و بيل ميزند ! حتي تازگيا در خانه تله موش هم کار گذاشته است به همين علت انگشت شست هردو پاي پدرم قطع شده ميباشد !پدرم شب ها به کافي شاپ ميرود و داخل ميکند و چت ميکند‌ ! مادرم و پدرم هميشه در حال چک و لقد ميباشند و مادرم به پدرم ميگويد تو مگه خودت خواهر و مادر نداري که ميري با دختراي خارجکي چت ميکني ! من هم در اين مواقع حرف نميزنم چون ميدانم مادرم به من ميگويد : کپو اوغلو ! اوشاخ پيس ! بيشين مشقاتو بينويس ! پدر من تازگيها در اورکات ميباشد و من ميدانم که اورکات خيلي بي ناموس ميباشد و شنيده ام که خيلي دختر دارد و خيلي بد حجاب ميباشند ! پدرم چند روري است که موس من را قايم کرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من ميباشد‌ ! خواهرم خيلي وقت است شوهرش را کرده است و الان هم خيلي بچه دارند ! من گاهي وقت ها به خانه آنها ميروم و از آنحا کانتکت ميکنم و با يک آيدي دخترانه با پدرم چت ميکنم و لاو ميترکانم ! پدرم خيلي دوروغ ميگويد و در کامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده است و ديده در جوب دروازه دولاب است او ميگويد آب زده ما رو آورده پايين ! کامپيوتر بسيار مفيد ميباشد و من آن را خيلي دوست دارم و اين بود انشاي من
*********************************************
فرزندي مادر خود را در سبدي گذاشته بود و براي هواخوري مي برد. در راه به پيامبر زمان بر خورد کردند و پيامبر از روي مزاح به پسر فرمود: مادرت را شوهر بده.پسر گفت: با اين سن و سال و پيري ديگه شوهر کردنش چه گذشته است؟پيرزن عصباني شد و گفت: تو بهتر مي داني يا پيامبر خدا؟
*********************************************
در زايشگاه پدر بچه به خانم پرستار گفت : به نظرم اين بچه خيلي شبيه من است. پرستار ه : اشکالي نداره بچه ها همه شون اولش خيلي زشت و بد ترکيب هستن
*********************************************
زندگي زنا شويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل
*********************************************
يه روز يه بابايي داشته دعا مي كرده دستهاشو كه برده بوده بالا هي اين طرف واون طرف مي رفته ازش مي پرسن چرا وقتي دعا مي كني تكون مي خوري ميگه آخه آنتن نميده!!!!
*********************************************
گرگه ميره در خونه شنگول ومنگول ، در ميزنه ميگه باز كنيد منم مادرتون ، يكي از پشت اف اف ميگه آقا شما خريد !! سه بار ديگه هم اومده بودي همون دفعه اول بهت گفتم اينا دو ماهه اسباب كشي كردن از اينجا رفتن !!
*********************************************
يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم
*********************************************
از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟
*********************************************

رفيق غضنفر بابا ش مرده بوده هي بي تابي ميکرده .دوستاش بهش ميگن برو دلداريش بده.ميره پيشش ميگه: ناپلون رو که ميشناسي؟ اينهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انيشتنم که ميشناسي؟اينهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.باباي تو که هيچ گهي نبود تو اينقدر براش بي تابي ميکني.
--------------------------------------------------------------------------------

مي گويند يک روز جرج بوش با لباس غواصي به عمق 200 متري اقيانوس رفته بود.
يک کوسه به طرفش آمد و از او پرسيد: ببخشيد! شما آقاي بوش رئيس جمهور آمريکا هستيد؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولي تو از کجا مرا شناختي؟
کوسه خنديد و گفت: آخه ديدم به جاي کپسول اکسيژن، کپسول آتش نشاني به پشتت بسته اي!!
*********************************************
به شخصي گفتند: زود باش زود باش جشن عروسي شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسي پسر خودت است.
طرف به يارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفريقايي با يه نفر سومي وسط بيايون بودن در همين حال و هوا بودن که يدفعه آفريقايي يه چراغ جادو پيدا مي کنه.
بعد غوله مي ياد بيرون و به آفرقايي ميگه يه آرزو کن.
آفريقايي ميگه: منو سفيد کن.
تا اينو ميگه سومي ميزنه زير خنده آفريقايي ميگه: چيه براي چي ميخندي؟
سومي گفت: همينجوري.
بعد غوله به آفريقايي دوميه گفت: تو چي مي خواي؟
آفريقايي گفت: منم سفيد کن .
دوباره سومي ميزنه زير خنده .
آفريقايي گفت براي چي ميخندي؟
سومي باز گفت: همينجوري.
نوبت سومي ميشه. غوله ازش مي پرسه: تو چي مي خواي .
سومي ميگه: اين دوتا رو سياه کن.
*********************************************
يه روز يکي مي خواسته سوار آسانسور بشه ميبينه اونجا نوشته: ظرفيت 12 نفر.
ميگه: اي واي خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بيارم!؟
*********************************************
يارو به شاگردش ميگه: قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين کار ميکنه يا نه.
شاگرد ميره عقب ماشين، ميگه: کار ميکنه، کار نَميکنه، کار ميکنه، کار نَميکنه...!
*********************************************
مسافر به مدير هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدير هتل:"نگران نباشيد يک ساعت ديگر وقت ناهار است همه ي آنها به رستوران هتل مي آيند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدين برم ناهار بخورم.
يارو: پول نميدم، ولي بيا بريم برات يه پرس غذا بگيرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شيش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاريخ: آهاي… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وايسادي و بر و بر منو نگاه ميکني بگو ببينم اسکندر مقدوني کي بود؟
طرف: نميدونم.
معلم تاريخ: کي ناصرالدين شاه را کشت؟
طرف: نميدونم.
معلم تاريخ: پس تو با اين وضعت چطوري ميخواي امتحان تاريخ بدي؟
طرف: من که نميخوام امتحان بدم من اومدم بخاري کلاس را تعمير کنم.
*********************************************
يه دهاتيه پا ميشه مياد تهرون ميره سوار تاکسي ميشه ميگه در بست. راننده هم قبول ميکنه.
وقتي مياد پياده شه يه ده تومني ميزاره کف دست راننده و ميره.
راننده داد ميزنه: آقا…بقيه ش؟؟؟
دهاتيه ميگه: بقيه ش مال خودت!!!
*********************************************
يارو تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش، ‌زخم و مي‌شدن. ميان تو شهرداري يک جلسه برگذار مي‌کنن که واسه اين مشکل يک راه حلي پيدا کنن.
يکي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يک آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هرکي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌کشن..آفرين!
يک مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق که همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌کار کنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، که بدبخت جون داده ما بايد يک بيمارستان کنار اين چاه بسازيم، که همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي سر حال مي شن، کف مي‌زنن سوت مي‌کشن، که ايول بابا تو چه مخي داري!‌
يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج کنيم يک بيمارستان بسازيم کنار چاه که چي بشه؟ مردم تعجب مي‌کنن،‌ ميگن: خوب تو ميگي چيکار کنيم؟ يارو ميگه: بابا اين که واضحه، ما اين چاهو پر مي‌کنيم، ميريم نزديک همه بيمارستانها يک چاههاي زيادي حفر مي کنيم!
*********************************************
روزي ملا به در خانه ي همسايه رفت و از او درخواست يک ديگ را نمود. همسايه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا ديگ را به همراه يک ديگچه آورد.
همسايه با تعجب پرسيد که ديگچه ديگر چيست؟
ملا پاسخ داد که ديگ يک ديگچه زاييد و همسايه با خوشحالي پذيرفت.
چند روز بعد دوباره ملا ديگ را درخواست کرد همسايه به اميد زاييدن ديگ، ديگ را به او داد و مدتي گذشت و ملا ديگ را نياورد.
همسايه براي دريافت ديگ خود را به در خانه ي ملا رسانيد و ديگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گريه پاسخ داد که ديگ مُرد.
همسايه با تعجب پرسيد مگر ديگ مي ميرد؟
ملا گفت: اين بار هم مانند بار قبل ديگ در حال زاييدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
يک روز يکي دو تا دزد مي گيره زنگ مي زنه به 220
*********************************************
غضنفر داروخونه داشته، يک روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسک کش جديد رسيد.
بعد يک مدت يکي مياد تو داروخونه ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسک‌ کش جديد چيه! اين خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه شما اين دارو رو ميريزيد تو يک قطره چکون، بعد کشيک ميکشيد تا سوسکها رو بگيريد هر سوسک رو که گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچکونيد، بعد از يک مدت سوسکها کور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن .
يارو ميگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگيريم که همونجا درجا مي‌کشيمشون.
غضنفر ميره تو فکر، بعد يک مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم ميشه !!
*********************************************
يکي: راستي راستي اين دفعه رفتم تست بازيگري دادم و قبول شدم ميگين چجوري . بخونين.
کارگردان گفت:نقشش خيلي کوتاهه ها فقط همين صحنه.
گفتم:عيبي نداره!
گفت:پول نميديما!
گفتم:عيبي نداره!
گفتم:ديالوگ چي؟
گفت: خودتو نشون نميديم!
تو ميري پشت يه ديوار بعد يک گلدون ميوفته اونور و تو ميگي:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نيست صدات هم بعدآ دوبله ميشه!!!
*********************************************
آمريکاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp!
يکي از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي کلاس زبان کلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي.
*********************************************
شخصي به حمام رفت بدون اينکه موهايش را خيس کند به آن شامپو زد.
از او پرسيدند چرا اين کار را کردي؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود براي موهاي خشک.
*********************************************
از زرنگي مي پرسن دو دوتا ميگه چهارتا براي جايزه بهش چهارتا گردو مي دن.
يه روز ديگه ازش مي پرسن دو دو تا مي گه يه گوني.
*********************************************
باباي يکي ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن.
بنده خدا خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت کشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده کردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌کنم!
*********************************************
روزي از يک چوپان مي پرسند:اين همه چوپاني کردي رو اخلاقت تاثير نگذاشته؟
مي گه:نع...نع..نع!!!
*********************************************
از آقاي خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريکا افغانستان و عربستان رو بگيره، به کره و چين هم حمله کنه تکليف ايران چي ميشه؟
خياباني ميگه: چي ميشه نداره که، ايران ميره جام جهاني!
*********************************************
اولي:به نظر تو موقع تشيع جنازه جلوي تابوت باشي بهتر است يا پشت تابوت؟
دومي:فرقي نمي کند فقط بايد سعي بکني داخل تابوت نباشي.
*********************************************
يوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقاي ناظم کمک کنيد الان نزديک به نيم ساعت است که پرويز با بردارم دعوا مي کند و داره اون رو ميزنه .
ناظم در حال خروج از پرويز پرسيد:چرا زودتر نيامدي بگويي؟
پرويز سري خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو ميزد.
*********************************************
يه روز به يه مرد يه اسب مي دن که براي اولين بار اسب سواري کنه اون هم بدون زين خلاصه مرد سوار اسب ميشه و اسب همينطور که يورتمه مي ره مرد به طرف عقب سر مي خوره تا اينکه پس از مدتي به انتهاي اسب (دم اسب) مي رسه.
ناگهان داد مي زنه: اين اسب تموم شد يکي ديکه بيارين!!!
*********************************************
يکي رفت انگليس. صبح پاشد با زنش رفت بيرون توي خيابون.
يه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنينگ سر». اون جواب داد: «سر مورنينگ گود»!
زنش پرسيد اوا آقا جعفر چي شد؟
گفت هيچي! اين يارو انگليسيه گفت: «سلام عليکم» و منم بهش گفتم: «عليکم سلام»
*********************************************
يکي خيلي کار بد کرده بوده مي برنش جهنم.
تو وسط راه ميگن به تو يه آوانس ميديم ، ميگه چي؟
ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها و يکي جهنم خارجي ها.
ميپرسه فرقش چيه؟
ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز.
خلاصه ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا.
يه چند ماه بعد ميبينه اينجا خيلي ناجوره ميگه خوب شد تو جهنم ايراني ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نيست يه سري به اونها بزنم تا به اينجا راضي باشم خلاصه ميره ميبينه همه نشستن دارن حرف مي زنند خبري هم از قير داغ نيست ،مي پرسه: جريان چيه؟
ميگن: بابا اينجا يک روز قير نيست ، يک روز قيف نيست ، يه روز قير و قيف هست اما مامورش نيست!
*********************************************
به يکي ميگن: چرا همش داري دور ميدوون با ماشينت ميچرخي؟
مي گه: راهنمام گير کرده!!
*********************************************
يکي کولرش خراب ميشه، به بچه هاش مي گه: مگه نگفتم 4 نفري جلو کولر نشينيد.
*********************************************
دو نفر ميرن تهران يک فولکس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف شهرشون.
نزديکاي شهرشون يهو فولکسه خاموش ميشه، هرکار ميکنن ديگه روشن نميشه. يکيشون برميگرده به اون يکي ميگه: برو نگاه کن ببين ماشين چه مرگش زده.
اون يکي درِ کاپوتو باز ميکنه، يک نگاه ميکنه با تعجب ميگه: بيا که ماشين موتور نداره!
خلاصه اولي پياده ميشه مياد يک نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميکنم!
اون يکي ميره درِ صندوق عقب رو وا ميکنه، يهو داد ميزنه: بيا که از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم.
*********************************************
يکي دکتر آزمايشگاه بود و روي يه مگس داشته آزمايش ميکرده يه روز بالهاي مگس رو ازش جدا ميکنه بعد به مگسه ميگه بپر! مگسه نميپره براي بار دوم و سوم تکرار ميکنه که بپر! ولي مگسه نمي پريده ! در آخر نتيجه آزمايش رو اعلام ميکنه: که اگر بالهاي مگس را از تنش جدا کنيد گوشهايش نيز کر ميشود !
*********************************************
به يه مرده ميگند: ماشينت چه رنگيه ؟
ميگه:نوک مدادي.
ميگند:دروغ نگو ماشينت قرمزه!
ميگه مگه نوک مداد قرمز نداريم!!!
*********************************************
يه روز يه بنده خدايي همه چراغ قرمزا رو پشت سر هم رد ميکنه و به هشدار پليسم هيچ توجهي نميکنه.
بالاخره پليس تعقيبش ميکنه و يه جايي نگهش ميداره.
ازش ميپرسه چرا پشت چراغ قرمزا واينميسادي و همه شونو رد ميکردي؟
ميگه من از يه نفر آدرس پرسيدم گفت چراغ اولو رد ميکني چراغ دومو رد ميکني رسيدي چراغ سوم ميپيچي دست راست!
*********************************************
يکي مي ميره ميره اون دنيا . ازش ميپرسن ميري بهشت يا جهنم ؟
نگاه مي کنه به جهنم مي بينه دار و درخت و آب و بلبل و همه چيز مرتبه. ميگه ميرم جهنم .
تا درو باز مي کنن مي بينه شعله هاي آتيش از همه جا بلند شده . شاکي ميشه ميگه اين که اين طوري نبود .
ميگن يه مدت کسي نيومده بود رفته بود رو screen saver.
*********************************************
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره.
بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟
يارو ميگه نخير!
ميگه: کارت ماشين چي؟
مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه که جسدش تو صندوق عقبه!
افسره کف ميکنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده.
خلاصه بعد از يک ربع سرهنگ مافوقش مياد.
از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و کارت ماشين ندارين؟!
يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميکنه از تو داشبرد گواهينامه و کارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ.
سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي کنم؟
يارو ميگه: خواهش ميکنم، بفرماييد سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميکنه ميبينه اونجا هم خبري نيست.
برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده که شما گواهينامه و کارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه!
يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردين. به خدا اين افسره عقده ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم ... .
*********************************************
?. يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك احمق رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يه دونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه ديديم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي يارو ميافته!
*********************************************
?. زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشماتو درمي‌آرم!
*********************************************
?. يک روز آقايي رو پليس ميگيره ميگه : کارت ماشين ? بيمه ? گواهي .نامه يارو ميگه چيکار کنم جمله بسازم .
*********************************************
?. پيره زنه دندون نداشته ميخواسته بره نازي آباد به تاکسيها ميگفته ناي ني ناناي ني ناي ناي (( يعني نازي آباد نگه دار ))
*********************************************
اگه يه روز يه مگس رو سرت نشست سعي نكن بپرونيش ميدوني چرا؟ چون تو مهم شدي چون تو ( يه گوهي شدي)
*********************************************
. مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
*********************************************
يارو كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ يارو يقشو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
*********************************************
يه مگس دست ميندازه دور گردن دوست دخترش ميگه:ميدوني عزيزم از گو بيشتر ميخوامت!!!
*********************************************
يکي جونش به لبش مي رسه،تف مي کنه ميميره..........
*********************************************
يه يارو شراب ميخوره شنگول ميشه گرگه ميخورتش .
*********************************************
??. احمقه داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. احمقه ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! احمقه ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!!
*********************************************
از يارو ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ يارو ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!
*********************************************
يارو رفت دكتر گفت آقاي دكتر چند وقتيه كه دچار بي تفاوتي شده ام دكتر گفت يعني چي ، بيشتر توضيح بده يارو گفت يعني اينكه الان من شما رو .........حساب نميكنم!!!
*********************************************
يارو ميره حرم امام رضا، دخيل ميبنده و گريه زاري ميكنه و از امام رضا ميخواد كه تو قرعه كشي بانك ملي پرايد برنده شه! بيچاره هر چي دعا مي كنه اثر نمي كنه! يه ماه بعد بانك تجارت تبليغ ميكنه كه ميخواد يه بنز الگانس جايزه بده! باز يارو ميره حرم و دخيل ميبنده و شروع ميكنه به گريه زاري! كه يهو امام رضا مياد بخوابش و بهش ميگه: احمق اول برو يه حساب تو بانك باز كن بعد بيا دعا كن!
*********************************************
يارو داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! يارو گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته!؟
*********************************************
يه عشق‌لاتي با رفيقش ميرن جاده چالوس. بعد از مدتي رفيق يارو مي‌خوابه. يارو عشق لاتيه، همينجور كه رانندگي مي‌كرده يهو مي‌زنه روي ترمز و مي‌بينه: اي دل غافل، ترمز بي ترمز...! خلاصه هر كاري كه مي‌كنه مي‌بينه نميتونه ماشينو نگه داره. سرشو كه بلند مي‌كنه مي‌بينه يه تريلي هم از روبرو پيچيد و داره مياد... ميزنه رو پاي رفيقش و ميگه: «اصغر... پاشو تصادفو حال كن...!»
*********************************************
ماشين يه يارو رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو يارو داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ يارو ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!
*********************************************
. از يه يارو ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!
*********************************************
تو يه شهري حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!
*********************************************
يه روز خوب بهار نداري آروم قرار... يه روز خوب بهار من شاغلم تو بيکار... يه روز خوب بهار پياده اي من سوار... يه روز خوب بهار نه شام داريد نه ناهار... يه روز خوب بهار کوفت بخور و زهرمار... يه روز خوب بهار ميکني از من فرار... يه روز خوب بهار دارم باهات هزار کار... يه روز خوب بهار باقالي دارم،خر بيار... يه روز خوب بهار مي کشمت من به دار... يه روز خوب بهار ...((باقيشو خودت حدس بزن!!!)))
*********************************************
. يه بار يه ماره روسري سرش مي کنه ميگه من کبرام ...
*********************************************
.آقا يه يارو ميره حج. بعد ميره رمي جمرات شروع ميکنه به سنگ انداختن که سنگش تموم ميشه . بعد بقيشو فحش ميده.
*********************************************
. يه روز به يه نفر ميگن تا حالا بهت آقا گفتن؟ميگه آره.يدفه که رفته بودم جمکرون، وقتي خيلي تو دستشويي موندم يه نفر هي لقد مي زد به در و مي گفت: هي گند آقا زود بيا بيرون ترکيدم..........
*********************************************
. سه نفر که از اهالي همون شهري بودند که معروفند به خسيسي با هم ميرند استخر و قرار مي گذارند هر کي زودتر سرش رو از آب درآورد بقيه رو ساندويج بده............بعد از گذشت چند دقيقه هر سه در آب خفه شدند.
*********************************************
. يارو سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ يارو ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
*********************************************
. يك زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق…بي‌شعور…عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!!!
*********************************************
. باباي يارو ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. يارو خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين… ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!!! بوده!!
*********************************************
. بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!
*********************************************
در پي آزاد اعلام شدن ازدواج موقت و با توجه به استقبال وسيع مردم، زن صيغه‌اي سهميه‌بندي و به زودي «صفا كارت» توزيع مي‌گردد!
**********
اگر ديدي بچه اي کنار 1 روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده بدون کار بچه نيست تبليغ ايرانسله*
**********
*پر بيننده ترين سايت در سال 86 : مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد. *
**********
*زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد روبهي آمد وگفت:ايول چه بالي، چه دمي،عجب تريپ سياه خفني، مشکي رنگ عشقه،يه آواز بخون حال کنيم زاغ ساندويچ رو زير بغلش گرفت و گفت: برو داداش ، اون موقع که گولم زدي من کلاس دوم بودم الان ميرم دانشگاه!!!!*
**********
*يارو به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش؛ فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما !!!*
**********
*يارو: آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن. حتماً نذاشتن بخوابي؟ يارو: نه,خوشبختانه خواب نبودم داشتم شيپور تمرين مي كردم *
**********
*يارو ميزنه شبکه 1 ميبينه قرانه ، شبکه 2 قرانه ؛ شبکه 3 قران...! تلويزيون رو از برق ميکشه بوس ميکنه ميزاره رو طاقچه!!!*
**********
*يارو همراه دو تا از دوستاش پليس مخفي ميشن ، نيروي انتظامي الان 4ساله دنبالشون ميگرده بهشون حقوق بده!!!*

*********************************************
يارو ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده تيمم مي کنه
----------------------------
يارو و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن يارو وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي يارو مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه يارو براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!
----------------------------
يه يارو ميره مسابقه ي قرآن خواني . سوره بني اسرائيل بهش مي افته انصراف ميده !
----------------------------
يارو مي ميره ميره اون دنيا . ازش ميپرسن ميري بهشت يا جهنم ؟ نگاه مي کنه به جهنم مي بينه دار و درخت و آبي و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم . تا درو باز مي کنن مي بينه شعله هاي آتيش از همه جا بلند شده . شاکي ميشه ميگه اين که اين طوري نبود . ميگن يه مدت کسي نيومده بود رفته بود رو screen saver
----------------------------
يه روز يه يارو با خرش تو جاده منتظر ماشين بود که يه پيکان نگه داشت يارو گفت مستقيم راننده ماشين گفت خودت سوار مي کنم ولي خرت چيکار مي کني؟ گفت خرم خودش مي آيد . حرکت کردند . ماشين رفت دنده 1 2 3 4 خر با همان سرعت که ماشين مي رفت حرکت مي کرد ، راننده گفت خرت چشمک مي زنه . يارو گفت مي خواهد سبقت بگيره!
----------------------------
شيره‌ايه مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده شـوژ مياد! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخورده گرماي جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يوخده شـوژ مياد،ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوزهم يوخده شـوژ مياد،شاكي مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره، ‌ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، يارو داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌شــوژ مياد،‌تازه اينجا هوا گرم شده بود!!
----------------------------------------------------------------------
يارو لب دريا نشسته بوده يه دفعه يه زن خوشگل شنا كنان مياد پيشش وبهش چشمك ميزنه. تركه ميگه: جل الخالق! ما اسب‌ماهي ديده بوديم، سگ‌ماهي ديده بوديم، فيل‌ماهي‌ديده بوديم، اما ديگه جنده‌ماهي نديده بوديم!!!
----------------------------------------------------------------------
دوتا جنينه تو شيكم مامانشون بساط عرق خوري راه انداخته بودن و داشتن پُكر بازي مي كردن كه يهو يكيشون جنگي سيگارشو خاموش ميكنه، ميگه: جمعش كن، جمعش كن، بابا اومد!!!
----------------------------------------------------------------------
جاهله ميره دستشويي وقتي مياد بيرون رفيقاش ميبينن در كونش خونيه، ميگن:‌چي شده؟! ميگه:‌جاكش صداشو براي من بلند ميكنه!!!
----------------------------------------------------------------------
دو تا يارو دو تا گاو ميخرن، ‌اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!
----------------------------------------------------------------------
مرده تو رستوران غذاش و مي زاره روي ميز و مي ره دستشويي براي اينكه كسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي زاره كنارش كه كسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي كنه قهرمان بوكس. بعد مياد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !
----------------------------------------------------------------------
يه بار يه يارو تويه يك عمليات تروريستي با كايت خودشو ميزنه به كاخ سفيد آمار كه ميگيرن ميبينن 999 نفر كشته شدن 998 نفر از خنده يک نفر هم خود يارو
گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد
----------------------------------------------------------------------
يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده
----------------------------------------------------------------------
دکتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوري ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني
-----------------------------------------------------------
يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتي ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چاي هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم
-----------------------------------------------------------------------
يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاري هاي زلزله بم را جمع کردم
-----------------------------------------------------------------------
قاضي: شکايت شما از اين اقا اينه که به شما گفته: احمق ، بيشعور ، نفهم...
شاکي: بله.عين حقيقته.
قاضي:پس اگه عين حقيقته چرا شکايت کردي؟
--------------------------------------------------------------------------------
دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، مي‌بينند جلوشون يه يارو داره گشاد گشاد راه ميره.‌ يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. ‌اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم،‌ من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرمي‌كردم گوزه، ولي نامرد، ان بود!
ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟ يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!
----------------------------
يارو تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!
----------------------------
يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. مي شكونن به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. مي شكونن. به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين ميشكونن. به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين مي شكونن. ميگه حيف كه خرين؛ وگرنه نصيحتتون ميكردم
----------------------------
آبادانيه ميرسه به رفيقش، ميگه: كاكا شنيدي آبادان 12 ريشتر زلزله اومده؟! رفيقش ميگه: اي بابا، يعني آبادان با خاك يكسان شده؟ آبادانيه ميگه: به! چي ميگي كاكا! مگه بچه‌ها گذاشتن!؟
----------------------------
نزنه يه يادداشت مي زاره كنارش كه كسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي كنه قهرمان بوكس. بعد مياد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !
----------------------------
مشترك گرامي دسترسي به اين جوك امكان پذير نمي باشد
----------------------------
يه بار يه يارو تويه يك عمليات تروريستي با كايت خودشو ميزنه به كاخ سفيد آمار كه ميگيرن ميبينن 100 نفر كشته شدن 99 نفر از خنده 1 نفر هم خود يارو
----------------------------
پيکانه بنزين سوپر ميزنه.. ترمز دستيش نمي خوابه!
----------------------------
يارو داشته تو اتوبان کرج با سرعت ميرفته , يه دفعه راديو پيام ميگه : "رانندگان عزيز که در لاين تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن يه اتوموبيل در لاين مخالف در حرکت است" يارو همينجور که داشته فرمونو اينور اونور ميکرده ميگه : لامصبا يکي دوتام نيستن ...
----------------------------
يارو به شکمش ميگه: تا کي من کار کنم تو بخوري شکمش جواب داد : ميخواي من کار کنم تو بخوري.
----------------------------
يارو زنگ ميزنه خونه ي دوست دخترش باباي دختره گوشيو بر ميداره يارو هول ميکنه ميگه ببخشيد ميدون انقلاب کدوم طرفه ؟
----------------------------
يه روز يارو تو خيابون داشته ميرفته , يکي بهش ميگه آقا چرا پاي چشت کبوده يارو ميگه : جان من ؟ درد هم ميکنه ؟
----------------------------
يارو ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه کفشاش نيست . با خودش ميگه من کي رفتم خودم نفهميدم؟؟!!
----------------------------
كيانوش داشته نماز ميخونده ميره قنوت بعد ميگه " ربنا آتنا في الدنيا ...." يه دفعه سحرناز ميگه : ها اي آتنا كي بيده؟؟
----------------------------
اطلاعيه !!! پرزيدنت بوش 100% قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايي که از من حمايت كردند.
----------------------------
به يارو ميگن عجب مملکت خر تو خري داريم ميگه آره بابا من ? بار رفتم سربازي هيچکي نفهميد.
----------------------------
به يارو ميگن نظرت راجع به گل چيه ؟ ميگه همان بس که در قرآن آمده "گل هو الله احد"
----------------------------
يک روز در يخچال يه يارو کنده ميشه جاش پرده ميزاره !
----------------------------
يارو مي خواسته زير بارون خيس نشه ، هي جاخالي مي داده .
----------------------------
يكي ميره پيش خدا ميگه : خدايا چرا زنها اينقدر زيبا هستند ؟ خدا ميگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشيد ، بعد ميپرسه پس چرا اينقدر احمقند ؟ خدا ميگه : آخه اونها هم بايد شما مردها رو دوست داشته باشن ديگه!
يه روز يک يارو مي ره استخره مي ره توچهارو نيم متري و مياد بالا بعد به خودش ميگه اون بنا که کاشيا کف استخر را کار کرده عجب نفسي داشته.
----------------------------
به يارو ميگن با غضنفرجمله بساز،ميگه: آدم با باباي خودش هم جمله مي سازه؟!
----------------------------
جعبه سياه سي130 پيدا شد : توش يه تيارو به خلبان ميگه آقا سه راه آذري پياده ميشم .
----------------------------
قاضي ميشه غضنفر بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك !!!
----------------------------
ازغضنفر مي پرسن تو چرا جورابت اينجوريه؟يه لنگش آبيه يه لنگش قرمز ؟ ميگه نميدونم والله ، يه جفت ديگه هم همينطوري تو خونه دارم ----------------------------!!
به غضنفرميگن چرا زنبورها گل ميخورن؟ ميگه خوب حتما دروازه بانيشون خوب نيست
----------------------------------------------------------------------
يه روز يه جنگل بود درخت نداشت. يه شكارچي بود تفنگ نداشت. يه تفنگ بود كه فشنگ نداشت. بعد اون شكارچي كه تفنگ نداشت با اون تفنگ كه فشنگ نداشت يه گوزن شكار كرد كه شاخ نداشت گوزن را انداخت نوي كيسه كه ته نداشت اين داستان كه نويسنده نداشت نويسنده هم .......................اسم نداشت هر چند اين داستان سرو ته نداشت ولي ارزش سر كار گذاشتن رو كه داشت
----------------------------------------------------------------------
يارو ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست ميگه من كي اومدم بيرون.
----------------------------------------------------------------------
يارو باباش تو مستراح سكته ميكنه ميميره بعد از اون روز يارو هر روز تو مستراح گريه ميكرده يارو رفيقش شاكي ميشه ميگه خوب مستراح جاي گريه كردنه؟ يارو هم ميگه:آخه اينجا بوي بابامو ميده
دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، مي‌بينند جلوشون يه يارو داره گشاد گشاد راه ميره.‌ يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. ‌اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم،‌ من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرمي‌كردم گوزه، ولي نامرد، ان بود!
----------------------------------------------------------------------
يارو ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده تيمم مي کنه
----------------------------------------------------------------------
يارو و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن يارو وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي يارو مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه يارو براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!
----------------------------------------------------------------------
يه يارو ميره مسابقه ي قرآن خواني . سوره بني اسرائيل بهش مي افته انصراف ميده !
----------------------------------------------------------------------
يارو مي ميره ميره اون دنيا . ازش ميپرسن ميري بهشت يا جهنم ؟ نگاه مي کنه به جهنم مي بينه دار و درخت و آبي و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم . تا درو باز مي کنن مي بينه شعله هاي آتيش از همه جا بلند شده . شاکي ميشه ميگه اين که اين طوري نبود . ميگن يه مدت کسي نيومده بود رفته بود رو screen saver
----------------------------------------------------------------------
يه يارو دست مي زاره رو نافش ، Reset مي شه .
----------------------------------------------------------------------
يه روز يه يارو با خرش تو جاده منتظر ماشين بود که يه پيکان نگه داشت يارو گفت مستقيم راننده ماشين گفت خودت سوار مي کنم ولي خرت چيکار مي کني؟ گفت خرم خودش مي آيد . حرکت کردند . ماشين رفت دنده 1 2 3 4 خر با همان سرعت که ماشين مي رفت حرکت مي کرد ، راننده گفت خرت چشمک مي زنه . يارو گفت مي خواهد سبقت بگيره!
----------------------------------------------------------------------
به يه يارو ميگن نظرت در مورد ازدواج چيه ؟ به نظر من ازدواج بايد فاميلي باشه. ميگن چرا ؟ چون تمام خانواده ما ازدواج فاميلي كردند. مثلا داييم زن داييمو گرفته، عموم زن عمومو گرفته ...
----------------------------------------------------------------------
يارو ساعتش خراب ميشه . باز ميکنه توشو ميبينه يه دونه مورچه مرده . با خودش ميگه : اي بابا ميگم آآآآآ راننده مرده !
آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم
----------------------------------------------------------------------
يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟ قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟ يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!
----------------------------------------------------------------------
يه بار عربه با مرده دعواش ميشه. شروع ميكنن به زبون خودشون به هم ديگه ناسزا گفتن .يهو تركه با خودش ميگه چه آدم خوبيه. من دارم فحشش ميدم اين برام قرآن ميخونه!
----------------------------------------------------------------------
يارو تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!
----------------------------------------------------------------------
يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. مي شكونن به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. مي شكونن. به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين ميشكونن. به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين مي شكونن. ميگه حيف كه خرين؛ وگرنه نصيحتتون ميكردم
----------------------------------------------------------------------
آبادانيه ميرسه به رفيقش، ميگه: كاكا شنيدي آبادان 12 ريشتر زلزله اومده؟! رفيقش ميگه: اي بابا، يعني آبادان با خاك يكسان شده؟ آبادانيه ميگه: به! چي ميگي كاكا! مگه بچه‌ها گذاشتن!؟
----------------------------------------------------------------------
يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگم: "غلط كردم
----------------------------------------------------------------------
زن و شوهري در تاتر نشسته بودند و مرتبا با هم پچ پچ ميكردند مردي از رديف عقب رو به شوهر كرد و گفت : آقا ، ما حتي يك كلمه هم نمي فهميم مرد با عصبانيت گفت : اصلا" به شما چه ارتباطي دارد كه من و زنم چي به هم ميگيم
----------------------------------------------------------------------
يه روز دوتا خلافکاره با هم ازداج مي کنن بچشون مي شه بسيجي. اگه گفتين چرا؟
منفي در منفي مي شه مثبت.
----------------------------------------------------------------------
غضنفر توي پارك يه دختره رو ميبينه . ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد ازغضنفر ميپرسه: اسم شما چيه؟ غضنفر يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر!
----------------------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------------------
دو تا يارو ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند! رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!
----------------------------------------------------------------------
يارو دوپبنگ مي کنه و تو مسابقه شرکت مي کنه و اتفاقا اخر هم ميشه رفيقاش ازش ميپرسن پس چرا اخر شدي ! ميگه ميخواستم کسي بهم شک نکنه
----------------------------------------------------------------------
از رئيس دکتر ميپرسن اقاي دکتر عمل چطور بود دکتره ميگه مگه براي کالبد شکافي نياورده بودينش
----------------------------------------------------------------------
به يارو ميگن دانشگاه ميري؟ ترکه ميگه : اگه بار بخوره همه جا ميريم دانشگاه انقلاب ميدان ازادي000
----------------------------------------------------------------------
يه روز دو تا ني ني بغل هم خوابيده بودن پسره از دختره ميپرسه تو دختري يا پسري؟ دختره ميگه نمي دونم پسره ميگه بزار من ببينم دختره ميگه باشه پسره ميره زير پتو و مياد بيرون ميگه تو دختري تو دختري جوابات صورتيه 0
----------------------------------------------------------------------
يه روز جاسم ميره بالاي منبر سخنراني کنه يه دفعه ميگوزه خيلي خجالت ميکشه ميزنه به بيابون ميگه خدايا چيکار کنم ابروم رفت منو مثل اصحاب کهف بکن يه سيصد سال بخوابم ميشه اين سيصد سال ميخوابه بعد سيصد سال بيدار ميشه ميره نونوايي نون بخره يه سکه ميده به نونوا ميگه يه نون بده نونوايي ميگه ااااا اين که مال زمان جاسم گوزوه0
----------------------------------------------------------------------
سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!!!
----------------------------------------------------------------------
خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا
از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه
-----------------------------------------------------------------------
يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده
افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي
پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدي بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده
-----------------------------------------------------------
يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
-----------------------------------------------------------------------
از يه نفر ميپرسن اولين کسي که رفت مکه حاجي شد کي بود ميگه حاج زنبور عسل
-----------------------------------------------------------------
از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کي بايد بده ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه
-------------------------------------------------------------------
از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر
-------------------------------------------------------------------
يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائي وقتي شما با ماماني ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودي ... رفتني پيش من بودي ، برگشتني پيش مامانت
-------------------------------------------------------------------
آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه
-------------------------------------------------------------------
يه دفعه يه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما
---------------------------------------------------------------
يه روز سه تا خانوم مرغه به هم ميرسن اولي ميگه چه روزگاري شده ، ديشب تو کيف دخترم يه عکس جوجه خروس پيدا کردم ..... دومي ميگه اين که چيزي نيست يه روز ديدم دخترم تو خيابون داره با يه خروسه ميگه و ميخنده .... سومي ميگه اينها که چيزي نيست من ديشب تو کيف دخترم يه تخم مرغ پيدا کردم
---------------------------------------------------------------
يه روز دو تا پسره ميرن قطب شمال ، ميرسن به يه اسکيمو ، بهش ميگن آقا شما اينجا زن سياه داريد ، طرف ميگه آره داريم ، دوباره ميگن زن سفيد هم دارين ، يارو ميگه بله زن سفيد هم داريم ، دوباره ميگن زن سياه و سفيد چي ؟ اونم دارين ، يارو ميگه نه زن سياه و سفيد نداريم ، يکهو يکيشون ميزنه پس گردن اون يکي ميگه نگفتم اين که مي ک........ پنگوئنه !
---------------------------------------------------------------
يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه
---------------------------------------------------------------
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم !
---------------------------------------------------------------
گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن
---------------------------------------------------------------
زن خوب براي ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعني با جيب آدم کاري نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعني از خودش خونه داشته باشه
4 - مثل ماه بمونه يعني شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالي اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه
---------------------------------------------------------------
به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دشت هاي سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتي وقتي به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم
---------------------------------------------------------------
چاه مكن بهر كسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد كه دو تا شد ، حال مي كنه....گر صبر كني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملكت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيك جيك مي كنه.....عيسي به كيش خود ، موسي به بندر عباس....كوه به كوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز كه دوتا شد هيچ كدوم غذا درست نمي كنن....پاتو از گليمت درازتر نكن ، پات دراز مي شه شلوار به پات كوتاه مي شه
---------------------------------------------------------------
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط
خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم. همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است. بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط، لطفا
---------------------------------------------------------------
دخترا در 18 سالگي مثل توپ فوتبالن 22نفر دنبالشونن /28سالگي مثل توپ هندبالن 10نفر دنبالشونن/ 38سالگي مثل توپ گلفن 1نفر دنبالشونن /48 سالگي مثل توپ پينگ پنگن دونفر مي خوان از خودشون دورش کنن/ در 58سالگي مثل توپ جنگي هستن همه ازشون فرار مي کنن
---------------------------------------------------------------
جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ!
غروب از قايم‏باشك شب و روز خسته شد.
براي اينكه آدم خوش‏بيني شود، بيني‏اش را عمل كرد.
نگاهش آن‏قدر يخ بود كه وقتي نگاهم كرد، از شدت سرما لرزيدم.
در روز باراني چتر الگوي فداكاري است.
ضبط از صداي بلند نوار سردرد گرفت.
عكس توقف زمان است.
آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست.
آلبالو گران بود، چشمانش انگور مي‏چيد.
هر لقمه‏اي را كه فرو ميدهم، معده‏ام فرياد مي‏زند: خوش آمدي!
وقتي مي‏خواهم حرف پنهاني بزنم، گوش‏هايم را مي‏گيرم.
براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم.
---------------------------------------------------------------
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا
هشتي ناراحت؟
---------------------------------------------------------------
اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!
---------------------------------------------------------------
غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!
---------------------------------------------------------------
پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
---------------------------------------------------------------
غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!
---------------------------------------------------------------
مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
---------------------------------------------------------------
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
---------------------------------------------------------------
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.
---------------------------------------------------------------
به غضنفر ميگن کامپيوتر بلدي ؟ ميگه: اي... تا حدودي. ميگن خوب حالا کامپيوترو روشن کن ! ميگه: اوووووه نه تا اين حد!!
?-غضنفر زنگ مي زنه راديو مي گه الو آقا اونجا راديو است؟ مجري مي گه بله بفرماييد. مي پرسه آقا الان صداي من داره پخش مي شه؟ مجري مي گه بله بفرماييد. مي پرسه: يعني الان صداي من توي نونايي هم داره پخش مي شه؟ مجري عصباني مي شه ميگه آره ديگه حرفتو بزن. غضنفر مي گه الو اکبر نون نخر مامانت خريده!
----------------------------
?-غضنفر ميره استخر شيرجه ميزنه توي چهار متري، مياد بالا و ميگه: عجب نفسي داشته كاشي كارش!
----------------------------
?-چوپان دروغ گو مي ميره مي ره جهنم ازش مي پرسن تو کي هستي؟ مي گه دهقان فداکار!
?-يه نفر دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بکشي، من خودم پيدا کردم
----------------------------
?-غضنفر با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن غضنفر رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه غضنفر همين سوال رو چند بار ميپرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم غضنفر ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟
----------------------------
?-يارواز يه نفر ساعت ميپرسه اونم مي گه ساعت ?
يارو مي گه اي بابا از صبح تا حالا از هر کي مي پرسم يه چيز ميگه !
----------------------------
غضنفر مسجد مي سازه، هر كاري مي‌كنه مي‌بينه كسي نمياد اونجا نماز بخونه! يه تابلو ميزنه رو سردر مسجد و مي‌نويسه: نماز صبح، يك ركعت، بدون وضو
----------------------------
غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه: «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟
??-يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره ، كرال ميره
----------------------------
از غضنفر پرسيدند: سخت‌ترين روزهاي زندگيت كي بوده؟ ميگه: چهار روز اول عروسيم! ميگن: چرا؟ ميگه: چون خجالت ميكشيدم باد صدادار ول كنم
----------------------------!
??-به غضنفر ميگن با مايلي كهن جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟
??-به غضنفر ميگن با اتوبوس جمله بساز ميگه اتورو بوس کردم لبم سوخت!
----------------------------
-يه روز يه مرده پشت موتور گازي نشسته بوده و هي از يه بنز جلو مي‌زده... راننده بنز عصباني مي‌شه و ميزنه كنار و به موتوري مي‌گه: آقا تو چطور از من جلو ميزدي؟ مرده ميگه: ببخشيد... كش شلوارم به آينه بغل شما گير كرده بود
----------------------------

-يه دفعه يه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما!
----------------------------
يك سري بر و بچز وزارت اطلاعت داشتن واسه يك ماموريت خيلي خفن نيرو آماده ميكردن، از بين 1500 تا بهترين مأمورا، يك رشتيه و تركه و تهرونيه رو انتخاب ميكنند واسه تمرينات ويژه. خلاصه اين سه نفر رو يك سال تموم خفن‌ناك آموزش ميدن و آخر سال بهشون ميگن فردا روز آخر آموزشتونه، براي اتمام اين مرحله فردا بايد خانوم هاتون رو هم بياريد سر تمرين. فردا ميشه و اين سه نفر هم دست خانوم رو ميگيرن ميرن دفتر مركزي. بعد يك مدت فرمانده مياد و به خانومها ميگه هركدوم برن تو يكي از سه تا اتاق دست راست، به سربازان هم ميگه كه هركدوم برن تو يكي از اتاقهاي سمت چپ. بعد ميره تو اتاق رشتيه، يك كلت بهش ميده، ميگه: برو تو اتاق شمارة 2، تو چشم زنت نگاه كن، بعد يك گلوله تو مغزش خالي كن بيا بيرون! يارو رشتيه ميره تو اتاق، يك مدت اونتو ميمونه، بعدِ 5-6 دقيقه اشك ريزان مياد بيرون، ميگه: اَوووو.. حاجي شرمندتم... نتونستم. فرمانده هم ميگه: گمشو از جلو چشم... اينجا جاي آدمهاي بي عرضه نيست. نوبت ترکه مي شه. همين ماجرا تکرار مي شه. ترکه اشك ريزان مياد بيرون، ميگه: حاجي خيلي شرمندم.. هركار ديگه بگي مي كنم ولي ايلده اين يكي از من بر نمياد. فرمانده هم دوباره دو سه تا ليچار بار مردك بدبخت ميكنه و ميره تو اتاق تهرونيه، بهش همون ماموريت رو ميده. خلاصه تهرونيه ميره تو اتاق و بعد دو سه دقيقه يهو از توي اتاق سر وصداي شكستن در وپنجره و جيغ و داد بلند ميشه! بعد يك 5-6 دقيقه سر و صدا ميخوابه، و تهرونيه خوني مالي با لباس پاره پوره ميا دبيرون. فرمانده كف ميكنه، ميگه: چي شد برادر؟! تهرونيه ميگه: والله حاجي فشنگ مشقي گذاشته بودن تو كلت، مجبور شدم با پايه صندلي خانوم رو بزنم تا جون بده!!!
--------------------------------------------------------
اصطلاحات سياسي
فرض کنيد دو تا گاو داريد!

*سوسياليسم: دو گاو داريد. يکي را نگه مي داريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد.

*کمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوي آنها را مي گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند.

*فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت مي دهيد. دولت آن را به شما مي فروشد.

*کاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را مي دوشيد. شيرها را بر زمين مي ريزيد تا قيمت ها همچنان بالا بماند.

*نازيسم: دو گاو داريد.دولت به سوي شما تيراندازي مي کند و هر دو گاو را مي گيرد.

*آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را مي کشند و همديگر را مي دوشند.

*ساديسم : دوگاو داريد. به هر دوي آنها تيراندازي مي کنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد.

*آپارتايد : دو گاو داريد شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.

*دولت مرفه : دو گاو داريد. آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند.

*بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي کنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.

*سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي کند. آمريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي کنند. نيوزلند راي ممتنع مي دهد.

*ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي کنيد. همسر شما آنها را مي دوشد.

*رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج مي کنيد. اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد.

*متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.

*فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.

*پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هر کدام شير بدوشيد فرقي نمي کند.

*ليبراليسم : دو گاو داريد. آنها را نمي دوشيد چون آزاديشان محدود مي شود.

*دموکراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايه ها راي مي گيريد که آنها را بدوشيد يا نه.

*سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست

*ايمان: دو گاو داريد... به خوراک و جا و نيازهاشون مي رسيد... شيرشون رو مي دوشين... (سهم گوساله رو نه البته!)، آب قاطي اش نمي کنيد... هم خودتون مصرف مي کنيد... هم مراعات همسايه ها رو مي کنيد.
--------------------------------------------------------
سير تاريخي مهريه و نتايج آن

*عصر شكار: 20 كيلو گوشت دايناسور، 40 كيلو گوشت اژدها.

نتيجه: دايناسورها منقرض شدند

*عصر كشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي.

نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دسترس بودن داس براي خانوم ها

*عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر مفرغي و سرگرز آهني.

نتيجه: افزايش شکستگي سر مردان به دليل تماس با گرز آهني

*عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم

نتيجه: کمبود آب و جيره بندي شدن آب

*عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سكه طلا، يك اتومبيل و هرچي که با ص شروع ميشد

نتيجه: بنا به درخواست آقايان توليد ژيان آغاز شد

*عصر كامپيوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!

نتيجه: هرچي عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است

*نتيجه گيري کلي: بابا بگو نميخوايم زن بهت بديم ديگه... اين کارها يعني چي؟؟

عامل اصلي انقراض دايناسور ها==> عروس ها

عامل اصلي کشته شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلي ناقص شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلي کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها

عامل اصلي افزايش ماشين هاي فرسوده در سطح شهر==> عروس ها

عامل اصلي افزايش چاقي و افزايش بيماري ها==> عروس ها
--------------------------------------------------------
50راه براي ازار و اذيت
1.روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو کوک کنين تا همه از خواب بپرن!(اين روش براي افرادي که غير از ساديسم رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!)
2.سر 4راه ها وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن!
3.وقتي مي خواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!
4.وقتي از يکي آدرسي رو ميپورسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!
5.کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن وگشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنين!
6.همسرتونو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!
7.جدول نيمه تمام دوستتون رو حل کنين!
8.توي اتوبان وجاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 کيلومتر در ساعت حرکت کنين!
9.وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب کانال رو عوض کنين!
10.از بستني فروشيها بخواين که اسم 54 نوع از بستنيها رو براتون بگه!
11.در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين!
12.به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين!
13.وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين ومحل رو ترک کنين!
14.وقتي با بچه ها بازي فکري ميکنين سعي کنين از اونها ببرين!
15.موقع ناهار توي يک جمع جزئيات تهوع و(گلاب به روتون) استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين!
16.ايده هاي ديگران را به اسم خودتون به کار ببرين!
17.بوتيک چي رو وادار کنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز کنه ونشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!
18.شمعاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين!
19.اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين!
20.وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته!
21.صابون رو هميشه کف وان حمام جا بزارين!
22.روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين!
23.وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني ميبينين بگين چقدر پير شده!
24.وقتي کسي در يک جمع جوک تعريف ميکنه بلافاصله بگين خيلا قديمي بود!
25.چاقي و شکم دوستتون رو مرتب بهش ياد آوري کنين!
26.بادکنک بچه هارو بترکونين!
27.مرتب اشتباهات لغوي وگرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بخندين!
28.وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين که موي بلند بيشتر بهش مياد!
29.بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!
30.کليد آپارتمان طبقه 13 تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد!(اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره)
31.توي کنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري بي موقع دست بزنين!
32.هر جايي که مي تونين آدامس جويده شده تون رو جا بذارين!(توي دستکش دوستتون بهتره)
33.حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قندون بذارين!
34.نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين!
35.دوستتون که پاش توي گچه رو به فوتبال بازي کردن دعوت کنين!
36.عکسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا کنين!
37.پيچهاي کوک گيتار دوستتون رو که 5 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونين!
38.به يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبرويش که اونطرف خيابونه رو بپرسين!
39.شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض کنين!
40.موقع عکس رسمي انداختن براي هر کسي که جلوتونه شلخ بزارين!
41.توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين!
42.شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين وداستان خاله سوسکه رو تعريف کنين!
43.توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين!
44.توي جاي کارت دستگاههاي عابر بانک چوب کبريت فرو کنين!
46.جاي بر چسب هاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض کنين!
47.يکي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتتون رو لق کنين!
48.توي مهموني ها مرتب از بچه چهار سالتون بخواين که هر چي شعر بلده بخونه!
49.چراغ توالتي که مشتري داره و کليد چراغش بيرونه رو خاموش کنين!
50.ورقهاي جزوه 300 صفحه اي دوستتون که ازش گرفتين زيراکس کنين رو قاطي پاتي بذارين يه بر هم بزنين بعد بهش پس بدين!
--------------------------------------------------------
طريقه فحش دادن افراد مختلف

@ يك وكيل مجلس اين طور فحش مي‌دهد:
احمق بي‌قانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي خود سوء استفاده كرده‌اي. بدتركيب، ‌قيافه
كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و تو وخيم گرديد. مرده‌شور آن صداي زنگوله مانندت
را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي استيضاحت مي‌كنم

@ يك افسر اين طور فحاشي مي‌كند:
زنيكه بي‌انضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت بخورد، يابوي بي ركاب. آجر نظامي
توي سرت بخورد. يغلبي ، چخماق ، الهي توي صف مرده‌ها بري !

@ يك كارمند اداره مي‌گويد:
خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنيا ارسال شود، الهي
در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي از اين دنيا اخراج بشي!

@ يك درشكه‌چي :
تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان سنگفرش مي‌ماند!
آقا مي‌گيرم سوتت مي‌كنم كه دو كورس اونطرف‌تر
بيايي پايين، رنگش مثل پهن مي‌ماند!

@ يك خياط:
اي بي قواره، بد برش، بي آستر. به خدا چاك دهنت را مي‌دوزم. گوشهايت را قيچي
مي‌كنم .
مرده‌شور صورت آبله‌اي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما باز هم ناصاف از
آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت. بيست سانتيمتر
دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد،‌ قلب مرا بشكافي؟

@ يك بازاري محتكر:
دِهه... چك بي‌محل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را بپا ! مرديكه، پنجاه و سه
پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده بي‌اعتبار. تف تمام مستاجرينم به ريش پدرت، درد و بلاي سرقفلي‌هام
بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته كن عمو
آبادانيه ميرسه به رفيقش، ميگه: كاكا شنيدي آبادان 12 ريشتر زلزله اومده؟! رفيقش ميگه: اي بابا، يعني آبادان با خاك يكسان شده؟ آبادانيه ميگه: به! چي ميگي كاكا! مگه بچه‌ها گذاشتن
----------------------------
يارو اسم بچه شو ميزاره حسين بعد هر ? دقيقه يه بار ازش ميپرسه تشنت نيست
----------------------------
يارو جلو دختره ميخوره زمين , ميگه حركتو داشتي
تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم
يه روز يه اصفهانيه توي يكي از پادگانهاي تهران خدمت مي كرده . بچه تهروني ها براي اينكه اونو اذيت بكنند توي غذايش توف مي كردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند كه باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از كي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور
----------------------------
يه روز يه غضنفر تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره
----------------------------
به هخا ميگن: چرا ماشينت را از پلاكش شروع ميكني به شستن؟ يارو ميگه: يه دفعه از سقف شروع كردم به شستن رسيدم به پلاكش ديدم كه ماشين خودم نبود.
----------------------------
غضنفر يخچال فريزر امرسان را فرداي روزي كه خريده بود برد پس داد. ازش پرسيدند: چرا پس ميدي؟گفت: آخه هر چي با برو بچه ها تا صبح نشستيم پاش و براش دست زدي، برامون نرقصيد
دقيقه ها بود كه نشسته بودم و امدنت را لحضه شوماري ميكردم .باد شميم حضورت را پيام اورد..من زردشودم..سرخ شودم..تا اينكه تو اومدي من سيفون را كشيدم و اب تو را برد
----------------------------
امام جمعه اردبيل توي خطبه‌هاي نماز گفت: اين لطف خدا بود كه آمريكا در بازيهاي آسيايي حتي يك مدال هم نياورد
----------------------------
يارو توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده حرف مي زد. راننده مرتب بهش مي گفت: برو بشين سر جات. آخرش مسافرها به راننده مي گن: آقاي راننده به حرفش گوش كن شايد كاري داره. راننده مي گه: نه بابا اومده به من مي گه: چپ كن يه كم بخنديم!
----------------------------
: POWER GOD NEW DAYSاز يه نفر تو سفارت آمريكا مي پرسن اسمت چيه؟ مي گه
مي پرسن معنيش چيه؟ مي گه: قدرت الله نوروزي!
مردهاي مجرد كمتر از مردهاي متاهل عمر مي كنند. اما مردهاي متاهل بسيار بيشتر از مردهاي مجرد آرزوي مرگ مي كنند
--------------------------------------------------------
SMT JOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOKES!
يه مار با يک زرافه اذدواج مي کنند بچشون غورباغه مي شه.
مي دونيد چرا؟ چون بچه دار نمي شدن، از پرورشگاه بچه آوردند!
----------------------------
حيف نون تو صدا و سيما استخدام مي شه، بعد از دو هفته اخراجش مي کنن! ميگن چرا اخراج شدي؟ ميگه هيچي بابا وسط اذان پيام بازرگاني پخش کردم!
----------------------------
زن از شوهرش مي پرسه: عزيزم! تو زن خوشگل دوست داري يا زن با شعور؟
شوهرش مي گه: هيچ کدوم عزيزم! من تو رو دوست دارم!
حيف نون آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!
----------------------------
سوال کنکور ادبيات امسال: جمله زير چند غلط املا يي دارد؟
شوراي عمنيط براي جلوگيري اذ جنگ طشکيل شدح عسط
الف)ثه ب)چحار ج)حفت د)ياضدح
----------------------------
يه روز تو يه تيمارستان ...دكتره مي خواست از بيماراش تست بگيره، يه عكس ماشين ميزاره جلوي همه ميگه هركي اين ماشين و هول داد روشن كرد ميره خونه اش همه رفتن هول بدن كه برن خونه به جز يک نفر.
دكتره خوشحال شد با خودش گفت اين پس خوب شده... بهش گفت ببينم تو چرا ماشين و هل نميدي؟ گفت اينا خنگن سويچ دست منه!
----------------------------
معلم :حسن بگو بين فيل و كك چه تفاوتي هست؟
حسن: يك فيل ممكن است در بدنش كك وجود داشته باشد. ولي كك ممكن نيست در بدنش فيل داشته باشد
----------------------------
يه آبشاره رژيم مي گيره بعد از دو هفته تف مي شه
----------------------------
يه سوال كه يه مدت ذهن منو مشغول كرده و مثل خوره افتاده به جونم .. گاو حسن كه نه شير داره و نه پستون !!! چطوري شيرش رو بردن هندستون؟؟؟؟؟
----------------------------
شباهت آقايون با آگهي بازرگاني چيست؟ شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيزي براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد
----------------------------
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم دفعه اولش نيست,آخرش هم نخواهد بود وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
----------------------------------------
آيا ميدانيد؟
ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند
چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه
آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي
چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند
اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي
چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد
چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چيه؟ هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون
فرق باطري با زن چيست؟ باطري فقط يک قطب منفي داره ولي تعداد موارد منفي زن قابل شمارش نيست
فرق باطري با مرد چيست؟ باطري اقلا يک قطب مثبت داره ولي مرد هيچ چيز مثبتي نداره
چه طوري زير دريايي بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در مي‌زنه
ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است
خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره
اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده
بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد
چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره
--------------------------------------------------------
... زندگي يعني

*زندگي يعني صبح تا شب پاي كامپيوتر باشي تا يه نفر واست پيغام بزاره كه تو از خوندش ناراحت يا خوشحال بشي
*زندگي يعني يه قوري چاي بزاري كنارت و هر يه ربع يه ليوان چاي تلخ بخوري تا مزه تلخ زندگي يادت نره
*زندگي يعني الكي خوش باشي تا مردم فكر كنن تو خوشبخت ترين آدم دنيايي (حتي نزديكترين دوستت)
*زندگي يعني بشيني اهنگ هاي غمگين گوش بدي و گريه كني تا واسه روز بعد بغضي تو گلوت نباشه
*زندگي يعني با نوشتن انواع متناي خوب و قشنگ و احساسي توجه ديگران به خود جلب كردن
*زندگي يعني يه نفر تو سايت بهت داداش تو هم با اين كلمه كلي حال كني
*زندگي يعني درصد افسردگيت اونقدر بالا باشه كه هيچ كسي نتونه خوشحالت كنه
*زندگي يعني اين . يعني مثل يه مرده زندگي كردن
--------------------------------------------------------
يارو داشت گريه مي کرد. باباش پرسيد چي شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کي هستي؟ گفت: هر کسي که شما صلاح بدوني
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به يارو مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟ ميگه : کام هير. ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير. .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
?. خسيسه صد هزارتا صلوات نذر ميکنه. وقتي نذرش برآورده ميشه ميره ورزشگاه آزادي داد ميزنه :
محمدياش صلوات!!

?. يارو ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره! .....ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!....ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ ميگه: قربان شما، دست بوسن!...ميره سيگار فروشي ميگه: آقا سيگار برگ دارين؟ خير.ميگه: پس يك بسته كوبيده بدين!...ازش ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!

ضرب‏المثل‏هاي امروزي!
از خر شيطان آمد پايين سوار مترو شد.
پولهايش از پارو بالا رفتند و ديگه برنگشتند.
كلاهش پس معركه بود، با عجله رفت برداشت.
فيلش ياد هندوستان كرد، برايش ويزا گرفت.
با هر دستي كه بدهي، با همان دست مي‏‏زني تو سر خودت.
هر چي سنگه تو غذاي رستوران سر راهه.
يك چايي برايت دم كنم كه يك كيلو تفاله داشته باشه
*********************************************
تفاوت بين زنان ومردان:طنز
آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد
تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش
خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است
كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،
ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج
ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.

آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.

عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."

اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود
(با آرزوي سربلندي شما).(راستي ...نظر فراموش نشه ممنون)
*********************************************
به يه نفر مي گن: دو دو تا؟ ميگه چهار تا! بعد چهار تا
گردو بهش مي دن مي گن: سه سه تا؟ ميگه يگوني
*********************************************
اولي:آقا اين همسايتون ساعت 2نصف شب هي با
مشت مي کوبيد به ديوار خونه ما!
دومي:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا مي شن حتما
نذاشت بخوابي؟
اولي:نه خوشبختانه خواب نبودم داشتم شيپور تمرين مي کرد
*********************************************
يه روز يه نفر رو مي برن براي اعدام بش مي گن حرفي نداري؟
مي گه: نه
مي برنش بالا و طناب دار رو مي اندازن گردنش مي گه صبر کنيد حرف دارم بعد رو مي کنه به دوستش و مي گه : جمشيد خونتون از اون بالا پيداست
*********************************************
به يک نفر مي گن تلفن همراه داري مي گه اي بابا تلفن
همراه چيه آدم بايد معرفت داشته باشه!!!
*********************************************
شباهت ...
... كولر و قورمه‏سبزي در اين است كه بابا‏هاهيچ كدام را‏ نمي‏توانند درست كنند!
... زندگي و رياضي در اين است كه هر دو سختند!
... يك اسكناس با يك كيلو زردآلو در اين است كه هر دو در يك ثانيه غيب مي‏شوند!
... ماهي و اميركبير در آن است كه هر دو سرشان مي‏رود به زير آب!
... دندان پسر همسايه و طلا اين است كه هر دو زرد است!
*********************************************
جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ
وقتي آهن زنگ زد او از خواب پريد.
هر وقت موهايشان نمي‏خوابيدند برايشان لالايي مي‏خوانند.
به كليد كه فكر مي‏كنم فكرم باز مي‏شود.
به قطار كه فكر مي‏كنم سرم سوت مي‏‏كشد.
بستني از خجالت آب مي‏شود.
وقتي پياز حرف مي‏زند همه فرار مي‏كنند.
هندوانه‏ي قرمز به هندوانه‏ي سفيد مي‏گويد: كم خوني داري!
شلنگ به آفتابه مي‏گويد: بي كلاس!
كلسترول كره هميشه بالاست!
قهوه شب‏ها خوابش نمي‏برد.
قرص مسكن هيچ وقت سر درد نمي‏گيرد.
جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ
*********************************************
كدام عضو مرد است كه هيچ استخواني ندارد، پررنگ است، دوست دارد تلمبه بزند و در عشق بازي نقش مهمي دارد؟............. اون عضو، «قلب» است، البته نظر شما هم محترمه

*********************************************
به يارو مي گن: مي دوني امام رضا رو چه جوري شهيد كردن؟ مي گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن
*********************************************
غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.
*********************************************
دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .
*********************************************
غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .
*********************************************
به يارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت
*********************************************
يه روز يه غضنفر تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره
*********************************************
يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم
*********************************************
غضنفر به زنش ميگه سه تا حيوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه ميگه خودت خواهرت خدا بيامرز مادرت
*********************************************
غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟
ميگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي
*********************************************
غضنفر حال نداشته بره حموم جاش يه کپسول چرک خشک کن ميخوره.
*********************************************
يارو ميره بازار کدو بخره در مغازه که ميرسه اسم کدو رو يادش ميره ميگه: ببخشيد اقا گلابي خانواده داريد؟؟؟
*********************************************
غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست
*********************************************
پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟
دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد
پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه
*********************************************
غضنفر يه سکه ميندازه هوا شير مياد فرار ميکنه
*********************************************
اگه گفتي چرا دو × دو ميشه هفت؟ خب چون علم پيشرفت کرده !
اينم اثباتش:
2×2
به دوها يک رقم اضافه ميکنيم
<=(2+1)×(2+1)
9=3×3
چون 2 واحد به ضريب ها اضافه کرده ايم در اخر دو واحد از حاصلضرب کم ميکنيم.
=> (9-2)=2×2 => 7=2×2
*********************************************
رفيق غضنفر بابا ش مرده بوده هي بي تابي ميکرده .دوستاش بهش ميگن برو دلداريش بده.ميره پيشش ميگه: ناپلون رو که ميشناسي؟ اينهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انيشتنم که ميشناسي؟اينهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.باباي تو که هيچ گهي نبود تو اينقدر براش بي تابي ميکني
*********************************************
وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت
*********************************************
گوشه اي از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت
*********************************************
به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
*********************************************
غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزي تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.
*********************************************
قاضي به دزده ميگه تو اين همه دزدي رو تنهايي انجام ميدي؟؟
دزده ميگه اي بابا مگه تو اين زمونه آدم درستکار هم پيدا ميشه که به شراکت انتخاب کنم؟؟!
*********************************************
يک بار سارق مسلح ميره خونه غضنفر دزدي اول رو ميکشه به برادر غضنفر ميگه اسمت چيه ميگه رحيم
دزده ميکشتش رو به زن غضنفر ميکنه ميگه اسمت چيه
ميگه فاطي دزده ميگه چون اسم زنم فاطي هست کاري باهات ندارم
رو ميکنه به غضنفر ميگه اسمت چيه
غضنفر ميگه والا اسمم غضنفر هست ولي تو خونه صدام ميکنن فاطي
*********************************************
دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم.
اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني.
يارو ميگه دوميش چيه؟
دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!!!
*********************************************
لاته ميره قهوه خونه داد ميزنه:عباس كيه؟بياد جلو ميخوام دهنشو سرويس كنم. غضنفر ميره جلو لاته تا ميخوره ميزنتش.جميعت ميبينن لاته داره تركرو ميتركونه ميرن جلو از دست لاته بگيرنش غضنفر ميگه:ولش كنيد بابا.بذاريد بزنه من كه عباس نيستم
*********************************************
به يکي ميگن با ماتيز جمله بساز :ميگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدي کنه گرفتيمش !!ميگن اينکه ماتيز نداشت :ميگه خوب ماتيز بوديم ديگه
*********************************************
يه مرغه قرص اكس ميخوره اسرائيليها ميگرنش. دليلش رو ميپرسند ميگن: اين مرغه همينطور كه راه ميرفته مدام مي گفته: قدس قدس قدس
*********************************************
غضنفر زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو ميپرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه
*********************************************
تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، غضنفر ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه!!!!!

*********************************************
اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد
*********************************************
اولين دوره المپيک موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ
*********************************************
يارو يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده
*********************************************
سر ميز شام، زن لباس تنش رو به شوهرش نشان ميده و ميگه: اين لباسو نگاه کنه، هرکي منو نشناسه بياد توي اين خونه خيال ميکنه من آشپزم نه خانم اين خونه.
شوهرش هم درحاليکه داشت غذاشو ميخورد ميگه: اما اگه اينجا بمونه و شام رو بخوره ميفهمه که تو آشپز هم نيستي!!
*********************************************
شوهر: انسان فقط وقتي ارزش خوشبختي و سعادت رو ميفهمه که ازدواج کرده باشه.
زن: اوه، واقعاً اينو از ته دل ميگي؟
شوهر: پس چي که از ته دل ميگم، البته اون موقع ديگه کار از کار گذشته!
اولي:آقا اين همسايتون ساعت 2نصف شب هي با
مشت مي کوبيد به ديوار خونه ما!
دومي:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا مي شن حتما
نذاشت بخوابي؟
اولي:نه خوشبختانه خواب نبودم داشتم شيپور تمرين مي کرد
*********************************************
به يک نفر ميگن با مترو جمله بساز ميگه سر اين مترو بگير
*********************************************
يه روز يه نفر رو مي برن براي اعدام بش مي گن حرفي نداري؟
مي گه: نه
مي برنش بالا و طناب دار رو مي اندازن گردنش مي گه صبر کنيد حرف دارم بعد رو مي کنه به دوستش و مي گه : جمشيد خونتون از اون بالا پيداست
*********************************************
يه روز يه نفر داشته خفه مي شده داد مي زنه کمک...کمک...من شنا بلد نيستم يه نفر که از اونجا رد مي شده بهش مي گه خوب منم شنا بلد نيستم اما اين همه داد نمي زنم
*********************************************
اولي:مي دوني فرق باطري با توچيه؟
دومي: نه
اولي: باطري حداقل يه قطب مثبت داره اما تو همون يه قطبم نداري!!!
به يک نفر مي گن تلفن همراه داري مي گه اي بابا تلفن
همراه چيه آدم بايد معرفت داشته باشه!!!
*********************************************
نوشته هاي مادر غضنفر
... نام و نام خانوادگي : غضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش، رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت
راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم
*********************************************
يه روز يه دوست دختر به دوست پسرش مي گه مي خواهي جايي که سوزن زدمو نشونت بدم . پسره مي گه نشون بده . دختره اشاره مي کنه
به بيمارستان و مي گه انجا بخش تزريقاتش
*********************************************
آسان ترين راه خود كشي پسر ها :
تخت خواب را آماده كنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو .
خيلي آروم نوك انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد
و.......... جوراباتونوببريد زير پتو .
هيچ راه نفوذي براي هوا نذاريد يك ساعت بعد . . .
شما مرديد خدا رحمتتون كنه (البته فکر نکنم به يک ساعتم برسه)
*********************************************
از يکي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟
*********************************************
يه روز يه ترکه که فلج بوده ميره مرقد امام رضا و داشته گريه)
ميکرده و از امام شفاعت ميخواسته که يه خانم هم مياد و کنارش دعا
ميکنه که اي امام معصوم من بچه دار نميشم کمکم کن تا بچه دار
شم , ترکه عصباني ميشه و ميگه خانوم اينجا
بخش اورتوپديه , زنان زايمان اونطرفه
يه روز يه خانمي زنگ ميزنه به دکتر ميگه : آقاي دکتر به دادم برسيد بچه ام مداد قورت داده
دکتر ميگه : من همين الان ميام، خانم ميگه تا اون موقع چي کار کنم، دکتر ميگه با خودکار بنويسي
*********************************************
يه گربه شب به دنيا مياد اسمش را ميذارند شوكت
*********************************************
يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما
*********************************************
به اصفهانيه گفتند با لوستر جمله بساز گفت‌ : دو تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
*********************************************
دو تا هزار پا همريگرو بقل مي كنند مي شه زيپ
*********************************************
يه مورچه ميره حمام وقتي مياد بيرون يکي از پاهاش نيست چرا؟
چون اونو با تيغ زده
*********************************************
يه بار هواپيما داشت سقوط ميکرده مي گن وسايل زيادي رو بندازيد پايين همه رو ميندازن ولي فايده اي نداشته ميرن رو مخ غضنفر کار ميکنن ميگن تو برو بپر پايين جون ما رو نجات بده تا يه راست بري تو بهشت
فقط وقتي خواستي بپري بگو يا زهرا تا بري تو بهشت غضنفر ميپره و باز هواپيما داشته سقوط مي کرده !ميبينن غضنفرداره ميزنه به پنجره ميگه:اسم اون زنه چي بود اسم اون زنه چي بود ؟؟
*********************************************
به غضنفرميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو؟
*********************************************
نوشته هاي يک کودک نفهم
... نام و نام خانوادگي : غضنفر
موضوع انشاء : فوايد کامپيوتر را توصيف کنيد
زن تو زن منه ! شب شبه عاشق شدنه‌‌ !
کامپيوتر چيز بسيار خوبي ميباشد و براي ما خيلي لازم داريم . پدرم به من قول داده که که براي هر نمره بالاي ?? در کارنامه ام يک تکه از آن را براي من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند !پدرم در کامپيوتر خيلي ميفهمد و حتي توانسته يک بار به اينترنت وارد کند ! مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلي شاس ميباشد و روزي دوبار موس من را با جارو و بيل ميزند ! حتي تازگيا در خانه تله موش هم کار گذاشته است به همين علت انگشت شست هردو پاي پدرم قطع شده ميباشد !پدرم شب ها به کافي شاپ ميرود و داخل ميکند و چت ميکند‌ ! مادرم و پدرم هميشه در حال چک و لقد ميباشند و مادرم به پدرم ميگويد تو مگه خودت خواهر و مادر نداري که ميري با دختراي خارجکي چت ميکني ! من هم در اين مواقع حرف نميزنم چون ميدانم مادرم به من ميگويد : کپو اوغلو ! اوشاخ پيس ! بيشين مشقاتو بينويس ! پدر من تازگيها در اورکات ميباشد و من ميدانم که اورکات خيلي بي ناموس ميباشد و شنيده ام که خيلي دختر دارد و خيلي بد حجاب ميباشند ! پدرم چند روري است که موس من را قايم کرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من ميباشد‌ ! خواهرم خيلي وقت است شوهرش را کرده است و الان هم خيلي بچه دارند ! من گاهي وقت ها به خانه آنها ميروم و از آنحا کانتکت ميکنم و با يک آيدي دخترانه با پدرم چت ميکنم و لاو ميترکانم ! پدرم خيلي دوروغ ميگويد و در کامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده است و ديده در جوب دروازه دولاب است او ميگويد آب زده ما رو آورده پايين ! کامپيوتر بسيار مفيد ميباشد و من آن را خيلي دوست دارم و اين بود انشاي من
*********************************************
فرزندي مادر خود را در سبدي گذاشته بود و براي هواخوري مي برد. در راه به پيامبر زمان بر خورد کردند و پيامبر از روي مزاح به پسر فرمود: مادرت را شوهر بده.پسر گفت: با اين سن و سال و پيري ديگه شوهر کردنش چه گذشته است؟پيرزن عصباني شد و گفت: تو بهتر مي داني يا پيامبر خدا؟
*********************************************
در زايشگاه پدر بچه به خانم پرستار گفت : به نظرم اين بچه خيلي شبيه من است. پرستار ه : اشکالي نداره بچه ها همه شون اولش خيلي زشت و بد ترکيب هستن
*********************************************
زندگي زنا شويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل
*********************************************
يه روز يه بابايي داشته دعا مي كرده دستهاشو كه برده بوده بالا هي اين طرف واون طرف مي رفته ازش مي پرسن چرا وقتي دعا مي كني تكون مي خوري ميگه آخه آنتن نميده!!!!
*********************************************
گرگه ميره در خونه شنگول ومنگول ، در ميزنه ميگه باز كنيد منم مادرتون ، يكي از پشت اف اف ميگه آقا شما خريد !! سه بار ديگه هم اومده بودي همون دفعه اول بهت گفتم اينا دو ماهه اسباب كشي كردن از اينجا رفتن !!
*********************************************
يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم
*********************************************
از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟
*********************************************
به چوپونه ميگن كه تو اينهمه با اين گوسفندها مي‌گردي، روت تاثير نداشته؟ ميگه: نع نع نععععع!
*********************************************
به يه بابايي ميگن : سارس چيه؟
ميگه: سرما خوردگي رو ديدي؟ ايدزش!!!
*********************************************
خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل
*********************************************
يه روز به يارو مي گن دخترت رو به كي شوهر دادي مي گه غريبه نيست دامادمونه
*********************************************
به يه نفر مي گن: دو دو تا؟ ميگه چهار تا! بعد چهار تا
گردو بهش مي دن مي گن: سه سه تا؟ ميگه يگوني
*********************************************
اولي:آقا اين همسايتون ساعت 2نصف شب هي با
مشت مي کوبيد به ديوار خونه ما!
دومي:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا مي شن حتما
نذاشت بخوابي؟
اولي:نه خوشبختانه خواب نبودم داشتم شيپور تمرين مي کرد
*********************************************
يه روز يه نفر رو مي برن براي اعدام بش مي گن حرفي نداري؟
مي گه: نه
مي برنش بالا و طناب دار رو مي اندازن گردنش مي گه صبر کنيد حرف دارم بعد رو مي کنه به دوستش و مي گه : جمشيد خونتون از اون بالا پيداست
*********************************************
به يک نفر مي گن تلفن همراه داري مي گه اي بابا تلفن
همراه چيه آدم بايد معرفت داشته باشه!!!
*********************************************
شباهت ...
... كولر و قورمه‏سبزي در اين است كه بابا‏هاهيچ كدام را‏ نمي‏توانند درست كنند!
... زندگي و رياضي در اين است كه هر دو سختند!
... يك اسكناس با يك كيلو زردآلو در اين است كه هر دو در يك ثانيه غيب مي‏شوند!
... ماهي و اميركبير در آن است كه هر دو سرشان مي‏رود به زير آب!
... دندان پسر همسايه و طلا اين است كه هر دو زرد است!
*********************************************
جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ
وقتي آهن زنگ زد او از خواب پريد.
هر وقت موهايشان نمي‏خوابيدند برايشان لالايي مي‏خوانند.
به كليد كه فكر مي‏كنم فكرم باز مي‏شود.
به قطار كه فكر مي‏كنم سرم سوت مي‏‏كشد.
بستني از خجالت آب مي‏شود.
وقتي پياز حرف مي‏زند همه فرار مي‏كنند.
هندوانه‏ي قرمز به هندوانه‏ي سفيد مي‏گويد: كم خوني داري!
شلنگ به آفتابه مي‏گويد: بي كلاس!
كلسترول كره هميشه بالاست!
قهوه شب‏ها خوابش نمي‏برد.
قرص مسكن هيچ وقت سر درد نمي‏گيرد.
جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ
*********************************************
كدام عضو مرد است كه هيچ استخواني ندارد، پررنگ است، دوست دارد تلمبه بزند و در عشق بازي نقش مهمي دارد؟............. اون عضو، «قلب» است، البته نظر شما هم محترمه

*********************************************
به يارو مي گن: مي دوني امام رضا رو چه جوري شهيد كردن؟ مي گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن
*********************************************
غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.
*********************************************
دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .
*********************************************
غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .
*********************************************
به يارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت
*********************************************
يه روز يه غضنفر تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره
*********************************************
يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم
*********************************************
غضنفر به زنش ميگه سه تا حيوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه ميگه خودت خواهرت خدا بيامرز مادرت
*********************************************
غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟
ميگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي
*********************************************
غضنفر حال نداشته بره حموم جاش يه کپسول چرک خشک کن ميخوره.
*********************************************
يارو ميره بازار کدو بخره در مغازه که ميرسه اسم کدو رو يادش ميره ميگه: ببخشيد اقا گلابي خانواده داريد؟؟؟
*********************************************
غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست
*********************************************
پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟
دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد
پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه
*********************************************
غضنفر يه سکه ميندازه هوا شير مياد فرار ميکنه
*********************************************
اگه گفتي چرا دو × دو ميشه هفت؟ خب چون علم پيشرفت کرده !
اينم اثباتش:
2×2
به دوها يک رقم اضافه ميکنيم
<=(2+1)×(2+1)
9=3×3
چون 2 واحد به ضريب ها اضافه کرده ايم در اخر دو واحد از حاصلضرب کم ميکنيم.
=> (9-2)=2×2 => 7=2×2

به چوپونه ميگن كه تو اينهمه با اين گوسفندها مي‌گردي، روت تاثير نداشته؟ ميگه: نع نع نععععع!
*********************************************
به يه بابايي ميگن : سارس چيه؟
ميگه: سرما خوردگي رو ديدي؟ ايدزش!!!
*********************************************
خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل
*********************************************
اي قشنگ تر از پريا......... شبها تو چت نريا ........ اگه رفتي تو روم نريا ....... اگه رفتي پي ام نديا ........... اگه دادي اصل نديا .............. اگه دادي آمار نديا ............. اگه دادي به جهنم هر کاري دلت ميخواد بکن
*********************************************
ترجمه چند تا فحش از زبان بنده خدا به زبان فارسي: از جلو چشمام خفه شو! فكر كردي فقط خودت خري؟ كسي با تو زر نزد! صداتو واسه من داد نزن! وايستادم كه وايستادم، به ... كه وايستادم! خودت با گاو طرفي! ميزنم تو زرت و پرتت‌، پرپر شي!
*********************************************
در پي آزاد اعلام شدن ازدواج موقت و با توجه به استقبال وسيع مردم، زن صيغه‌اي سهميه‌بندي و به زودي «صفا كارت» توزيع مي‌گردد!
*********************************************
همه ي پسرا دوست دارند يه دختر گيرشون بياد که مثل اسب نجيب باشه مثل سگ وفادار باشه ومثل گوسفند سر به زير باشه اما بيشتر پسرا به آرزوشون مي رسن و دختري گيرشون مياد که مثل اسب جفتک ميندازه مثل سگ پاچه مي گيره ومثل گوسفند نمي فهمه
*********************************************
ba gheyrate دخترشو ميبينه داره به يه پسره بوس ميده، خيلي ناراحت ميشه، ‌به خودش ميگه: اين امروز لب ميده،‌ لابد فردا هم ميره سينما، ‌پس فردا هم لابد ميخواد سيگار بكشه
*********************************************
دو دليل پيشرفت نكردن فوتبال بانوان: عمرا اگه يازده خانوم لباس يه جور بپوشن! اگر هم بپوشن، عمرا واسه بازي بعدي همون لباس رو بپوشن!
*********************************************
لره 1نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه : نه آقا من اصلان دبي نرفتم. لره ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبي نرفتم ، حتما 2 نفر ديگه بودن
*********************************************
به مرغه ميگن چرا تخم نميزاري ؟؟ ميگه شوهرم گفته واسه 75 تومان اندامتو خراب نكن
*********************************************
بنده خدا از دوست دخترش مي‌پرسه: اسمت چيه؟ دختره ميگه: اكرم، ولي بهم ميگن اكي! بنده خدا ميگه: خدا رو شكر كه اسمت كوثر نيست!
*********************************************
آيا فكر مي‌كنيد بي‌عرضه هستيد؟ فكر مي‌كنيد به درد هيچ كاري نمي‌خوريد؟ فكر مي‌كنيد بي‌مصرف هستيد؟ به خدا درست فكر مي‌كنيد
*********************************************
ملانصرالدين بالاي منبر سخنراني مي کرد: هر** چندتا زن داشته باشه به همون تعداد چراغ تو بهشت براش روشن مي شه. ييهو توي جمعيت، زن خودش رو ديد. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش
*********************************************
يارو ميميره ميره اون دنيا بهش ميگن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم. ميگن شيرش فاسد بود؟ ميگه نه گاوه يهو نشست
*********************************************
به غضنفر گفتند: بن بست رو تعريف كن! گفت: ميري ، ميري ، ميري... ديگه نميري
*********************************************
غضنفر داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم
*********************************************
بنده‌خدا به زنش ميگه: برو مهريه‌ات رو بزار اجرا، باهاش خونه بخريم!
*********************************************
ميدونيد معني CNG چيه؟ C: سوخت، N: نداريم، G: جيگر!
*********************************************
ghazanfar کليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره کليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميکنن
*********************************************
به بنده خدا ميگن: اگه آمريكا حمله كنه چيكار مي‌كني؟ ميگه: به نام خدا، اول خونسرديم رو حفظ مي‌كنم، بعد زنگ مي‌زنم به
*********************************************
هنگام سحر، خروسي بالاي درخت شروع به خواندن کرد و روباهي که از آن حوالي مي گذشت به او نزديک شد.
روباه گفت: تو که به اين خوبي اذان مي گويي، بيا پايين ب هم به جماعت نماز بخوانيم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پيشنماز پاي درخت خوابيده و به شيري که آنجا خوابيده بود، اشاره کرد.
شير به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمي خواستي نماز بخوانيم؟ پس کجا مي روي؟
روباه پاسخ داد: مي روم تجديد وضو مي کنم و برمي گردم!
*******************************************
قاضي دادگاه، آدم شيادي که مال مردم را بالا مي کشيد محکوم کرد که روي الاغ سوار کنند و در همه جاي شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشي است و کسي به او پول ندهد.
در پايان روز صاحب الاغ از او کرايه خواست.
يارو با پوزخند گفت: مرد حسابي! خودت از صبح تا حالا داري فرياد مي زني که من پول مردم را بالا مي کشم، حالا با چه اميدي از بنده کرايه الاغت را مطالبه مي کني؟!
*********************************************
شخصي که خيلي ادعاي پهلواني مي کرد رفته بود خون بده. وقتي کيسه خون را آوردند که خونش را بگيرند.
به پرستار گفت: آبجي! کيسه چيه؟ لوله بيار که به همه خون برسه.
ولي بعد از اينکه يک کيسه خون داد از حال رفت و 4 تا کيسه خون بهش زدند تا به هوش بياد.
وقتي به هوش آمد، بدون اينکه به روي خودش بياره به پرستار گفت: ديگه کسي خون نميخواد؟!
*********************************************
 

ادامه جک ها(صفحه سوم)کليک کنيد